آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
470
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
فرمانده كل نيرو و وزير جنگ نايل آمد « 1 » . آنگاه كواذ باستوار كردن قدرت شاهنشاهى پرداخت . كاديشيان و تموريان را منقاد كرد و قبايل عرب را از تاخت و تاز بازداشت و عرب حيره بفرماندهى نعمان ثانى « 2 » در جنگى ، كه با بيزانس شروع شد ، مساعدتهاى مؤثر بسپاه ايران كردند . ارمنيان سر باطاعت فرود آوردند و كواذ آنان را آزادى دينى عطا فرمود ، به شرط آنكه در جلوگيرى روميان با سپاه ايران يار باشند و اين شرط را با كمال اكراه پذيرفتند « 3 » . چنين پيداست ، كه كواذ اقداماتى براى ضعيف نمودن قدرت اشراف بزرگ كرده است . بنابر قول اشتاين « 4 » كواذ در رديف بزرگ فرمذار شخصى را بعنوان استبذ « 5 » قرار داد ، كه رئيس تشريفات بود و نيز اين پادشاه بود ، كه چهار پاذگوسپان « 6 » در كشور معين كرد ، كواذ براى اينكه خراج موعود را بخاقان هفتاليان بپردازد ، از قيصر روم مبلغى وام خواست و قيصر باميد اينكه عدم پرداخت خراج موجب سردى محبت خاقان هفتاليان و شاهنشاه ايران خواهد شد ، خواهش كواذ را رد كرد . پس كواذ در سال 502 لشكر بروم كشيد و بر خلاف انتظار سياسيون بيزانس در ميان سپاه ايران
--> ( 1 ) - روايت پروكوپيوس كه سياوش اولين و آخرين كسى بود ، كه اين مقام را داشت ، صحت ندارد ، بالاتر ص 152 را ببينيد . ( 2 ) - رتشتين ، ص 74 ، ( 3 ) - استيليتس دروغى ، فصل 24 . ( 4 ) - Stein ر ك ضميمه دوم . ( 5 ) - Astabadh ص 157 را بهبينيد . ( 6 ) - چهار پاذگوس Paahgos يا پايگوس Payghos ( اين شكل در قطعات تورفان وجود دارد ) عبارت بودهاند از : اباختر Abhakhtar ( شمال ) ، خراسان Khyarasah ( خراسان مشرق ) ، نيمروز Nemroz ( جنوب ) ، خوروران Khvarvasau ( خاوران - مغرب ) . ر ك طبرى ، ص 93 - 892 ، نلدكه ، ص 52 - 151 و 155 ، يادداشت 2 .